الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

769

إحياء علوم الدين ( فارسى )

و به انامل قسمت كرد . و چگونه اعضاى باطن را تركيب كرد ، از دل و معده و جگر و سپرز و شش و رحم و مثانه و روده ، هر يكى بر شكلى و مقدارى مخصوص براى كارى مخصوص . پس چگونه هر عضوى را از اين عضوها به اقسام ديگر قسمت كرد . و چشم را از هفت طبقه مركب گردانيد ، و هر طبقه را صفتى مخصوص و هيئتى مخصوص ، اگر طبقه‌اى از آن مفقود شود يا صفتى از صفات آن زوال پذيرد ، چشم از ديدن معطل شود . و اگر خواهيم كه آيات و عجايب كه در آحاد اين عضوهاست صفت كنيم عمرها در آن سپرى شود . پس اكنون بنگر در استخوان‌ها ، و اين جسمهاى قوى صلب است ، چگونه آن را از نطفهء سخيف رقيق بيافريد ، پس آن را قوام تن و عماد آن گردانيد ، پس آن را به مقادير و اشكال مختلف مقدر گردانيد كه در آن خرد و بزرگ و مستطيل و مستدير و قصير و مجوّف [ 574 ] و مُصْمَت « 68 » و عريض و دقيق هست . و چون آدمى محتاج بود بدان كه حركت كند به جملهء تن و به بعضى از تن ، براى گشتن در حاجتها ، استخوان او را يكى نگردانيد ، بلكه استخوان‌ها بسيار كرد تا بدان حركت استوار آسان شود . و شكل هر يكى از آن بر وفق حركتى كه از او مطلوب است مقدر گردانيد . پس مفاصل آن را بپيوست ، و بعضى به بعضى مرتبط گردانيد به وترهايى كه در يكى از طرف استخوان رسته و به طرف آخر ملتصق شده تا آن را چون رباطى باشد . پس يكى از دو طرف استخوان زيادتيها آفريد بيرون از آن ، و در طرف ديگر مغاكها بر شكل آن زيادتها ، تا در آن در رود و بر آن منطبق شود . پس چنان شد كه بنده اگر خواهد كه جزئى از تن خود بجنباند بر او ممتنع نگردد . و اگر نه مفاصل بودى ، بر او آن متعذر گشتى . پس بنگر كه استخوان‌هاى سر چگونه آفريد ، و چگونه آن را جمع كرد و مركب گردانيد و تركيب گردانيد آن را از پنجاه و پنج استخوان مختلف شكل و صورت ، بعضى را از آن با بعضى فراهم آورد ، چنان كه كُرهء سر بدان مستوى شد ، چنان كه مىبينى . پس شش از آن مخصوص است به كاسهء سر ، و چهارده براى كام بالايين است ، و دو براى كام فرودين ، و باقى آن دندانهاست ، و بعضى پهن كه آس كردن را شايد ، و بعضى تيز براى بريدن ، و آن [ نيشها ] « 69 » و دندانهاى خرد و دندانهاى پيش است . پس گردن را مركب سر كرد و آن را مركّب گردانيد از هفت مهرهء مجوّف مستدير كه در آن تجويفها و افزونىها و كمىهاست تا بعضى از آن بر بعضى منطبق شود . و ياد كردن وجه حكمت در آن دراز شود . پس گردن را به پشت تركيب كرد و پشت را از فرود گردن تا نهايت استخوان سرين از بيست و چهار مهره تركيب كرد ، و استخوان سرين از سه جزء مؤلف است و متصل مىشود از اسفل او

--> ( 68 ) مُصمَت ، ميان پُر . ( 69 ) نسخهء قاهره : و آن اشكها ، عربى : و هي الانياب .